محمد حسن سمسار

173

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

ايشان از آن كار واداشتن زناشوئى با دختر و خواهر و ميگسارى و ديگر چيزهاى ناروا براى پيروان خود بود . » ( ميمونيه نيز زناشوئى با دخت دختر و دختر پسر را روا ميدانستند چون مجوسان . ) سپس مىافزايد : « و در استوارى سخن خود را در گرايش باطنيه به دين مجوس گوئيم . كه بر روى زمين مجوسى يافت نشود كه دوستدار باطنيه و منتظر آشكار شدن آنان در شهرها نباشد . و چه بسا مردمان نادانى از ايشان هستند كه بروايتى كه از زرتشت رسيده استدلال كنند و گويند وى گشتاسب را گفت كه پادشاهى بر ايرانيان سپرى گردد و بروميان و يونانيان رسد و پس از آن بايرانيان باز گردد و باز زايل شود و بعرب رسد و سرانجام به ايرانيان باز گردد » . ( الفرق بين الفرق ص 203 - 205 ) حاصل همين كوشش بود كه امروز در بسيارى از اماكن مقدسه اسلامى آثار آداب و سنن پيش از اسلام ايران را مىيابيم . و از جمله آنهاست وجود آتشدانهاى سنگى ايران كهن در مساجد و امامزاده‌ها و اماكن مقدسه اسلامى . ( براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد بمقاله « آثار سنن پيش از اسلام در اماكن متبرك اسلامى ايران « نوشته آقاى دكتر سيد محمد تقى مصطفوى شماره دوم سال ششم نشريه انجمن فرهنگ ايران باستان شهريور 1347 ) از دلايل و مدارك اسلامى بودن گورستان سيراف ، و عللى كه ميتواند سبب عدم استقبال قبله بهنگام دفن مردگان در اين گورستان باشد ، به تفصيل سخن گفتيم . اين شواهد و مدارك را بشرح زير ميتوان خلاصه كرد : الف - مدارك و شواهد باستانشناسى : 1 - تشابه اين گورستان با گورستانهاى اسلامى رى و خوارزم . 2 - كشف انگشترىها و نگين‌هائى به خط كوفى و اسلامى در گورها . 3 - وجود گورستان در اطراف مساجد .